خرداد و تیر 90
چون 2 ماه از شما دخترگلم گذشته برات مینویسم این دوماه چطور سپری شده: تا 6 روزگیت خاله سمیرا پیشمون بود و بنده خدا خیلی اذیت شد چون عمو حسینت نمیومد خونه ما که من راحت باشم بخاطر همین من نذاشتم خاله بیشتر بمونه پیشمون.................مامانی ام دیگه حالش خوب شده بود. روزای اول تو دختر گلم زردی داشتی و مامان و بابا خیلی نگرانت بودن...............مامانی خیلی غصه میخورد که از تو خون میگرفتن............خداروشکر گذشت و زردی تو خیلی حاد نبود........... تا 40 روزگیت خیلی جون گرفتی ................روزای اول دو ساعت به دوساعت بیدار میشدی و شیر میخوردی و شبها که بیدار میشدی دیگه نمیخوابیدی...........اصولا 2 میخوابیدی و 4 بیدار میشدی.......... ما...




